0 نظر
6 بازدید

آخوندی: ائتلاف نظامی دیگر کارایی ندارد/ نیازمند همکاری‌ برای «مدیریت ریسک» هستیم

double-quot تهران-جارپرس- وزیر پیشین راه و شهرسازی با بیان اینکه امروز درک جهان از مفهوم امنیت دگرگون شده است و یافتن تعریف و فهمی نو از امنیت ضرورت دارد، گفت: زمانی به دنبال ائتلاف‌های نظامی بودیم، اما امروز ائتلاف نظامی دیگر کارایی ندارد و ما نیازمند همکاری‌هایی صرفاً برای «مدیریت ریسک» هستیم؛ ریسک مالی، ریسک تکنولوژی و ریسک بازارها باید کنترل شوند.
کد خبر : 159111
تاریخ انتشار : چهارشنبه 22 مهر 1405 - 11:22
آخوندی: ائتلاف نظامی دیگر کارایی ندارد/ نیازمند همکاری‌ برای «مدیریت ریسک» هستیم

به گزارش  جارپرس از ایرنا، عباس آخوندی در یکصد و چهل و هفتمین نشست تخصصی بنیاد باران گفت: در این بحث قرار است درباره سه موضوع کلی گفت‌وگو شود: نخست، آشنایی با تحولات جهانی در حوزه اقتصاد سیاسی، بررسی رویدادهای جاری، میزان رصد تحولات جهانی و دستیابی به درکی واقعی از آن، دوم، تبیین مفهوم امنیت و بررسی دوگانه امنیت و توسعه، سوم، طرح کلیات و راهبردی برای توسعه در ایران در چارچوب تحولات جهانی و دوگانه امنیت و توسعه. در بخشی از جلسه ، که سید محمد خاتمی رئیس دولت اصلاحات حضور داشت به بخشی از سخنان عباس آخوندی پاسخ داد( دراینجا بخوانید)

وزیر پیشین راه افزود: نگاهی به دنیا و معادله توزیع ثروت در جهان بر اساس آمارهای سال ۲۰۲۵ بانک جهانی نشان می‌دهد کل تولید ناخالص جهان چیزی حدود ۱۱۷ تریلیون دلار است. از این رقم، حدود ۳۰ تریلیون دلار به آمریکا اختصاص دارد و تقریبا حدود ۲۷ درصد تولید ناخالص جهان توسط آمریکا تولید می‌شود. همچنین حدود ۱۹ تریلیون دلار به اروپا تعلق دارد و حدود ۱۹ تریلیون دلار در اختیار چین است.

آخوندی عنوان کرد: اگر این سه قطب را با هم جمع کنیم (دو عدد ۱۹ تریلیون و یک عدد ۳۰ تریلیون)، حدود ۶۸ تریلیون از کل این رقم در این سه قطب جهان تولید می شود و بقیه تولید به کل جهان تعلق دارد. بنابراین، شناخت قطب های قدرت اقتصادی جهان و بررسی نسبت ما با این قطب های اقتصادی، نکته بسیار مهمی است.

وی تصریح کرد: آمریکا همچنان یک قدرت بزرگ اقتصادی است، اما دیگر قدرت مطلق العنان نیست؛ به این معنا که یکه تازی مطلق دهه ۱۹۹۰ را به تدریج از دست داده است و این موضوع تنها محدود به ارقام نیست.

آخوندی عنوان کرد: نکته بسیار مهم، تغییر رفتار آمریکا است. دهه ۱۹۹۰ جهان تقریبا تک‌قطبی بود و به همین دلیل آمریکا که خود از بنیان‌گذاران نظام لیبرال به شمار می‌رفت، زیر پا گذاشتن اصول این نظام را آغاز کرد؛ روندی که در دوره فردی مثل دونالد ترامپ به اوج رسید و او اساسا به ارزش‌های جهان لیبرال پایبند نماند.

وی ادامه داد: آمریکا در دوران رقابت با روسیه این ارزش‌ها را برجسته می‌کرد، اما در دنیای تک‌قطبی دیگر نیازی به تداوم آن ندید. از این رو، آمریکا به تدریج به سمت نظم نئومرکانتیلیستی (مشابه قرن‌های هفدهم، هجدهم و اوایل قرن نوزدهم) و تثبیت سلطه بر جهان بدون توجه به سایر بازیگران حرکت کرد.

وزیر پیشین راه خاطرنشان کرد: البته این وضعیت دوام نیاورد، زیرا چین رشد کرد و اکنون به عنوان قدرت دوم جهان مطرح است؛ قدرتی که اگرچه اقتصاد آن معادل حدود دوسوم اقتصاد آمریکا برآورد می‌شود، اما نرخ رشد بالاتری دارد. اروپا نیز وضعیت اقتصادی خاص خود را دنبال می‌کند. در این میان، نکته مغفول، رشد پرشتاب هند در سال‌های اخیر است. با نگاهی بلندمدت، موازنه کنونی قدرت اقتصادی در افق ۲۰۳۵ یا ۲۰۴۰ به طور کامل دگرگون خواهد شد.

آخوندی تصریح کرد: کاهش فرآیند هژمونیک آمریکا یک واقعیت است، اما آنچه در رسانه‌ها تحت عنوان «افول آمریکا» ترویج می‌شود واقعیت ندارد و تکیه بر این فرضیه، سیاست‌های ما را به بیراهه می‌برد. طبق اغلب پیش‌بینی‌ها تا سال ۲۰۵۰ تولید ناخالص چین قطعا از آمریکا فراتر می‌رود؛ برخی تحلیلگران سال ۲۰۳۵ و برآوردهای محتاطانه‌تر سال ۲۰۴۵ را زمان تحقق این برابری می‌دانند. در هر صورت، رشد اقتصادی چین بالاتر از آمریکا است و ارقام رشد حدود ۲ درصدی آمریکا را در برابر رشد ۴ درصدی چین و مهم‌تر از آن، رشد ۵ تا ۶ درصدی هند قرار می‌دهد.

باید درک روشنی از مختصات جهان‌ آینده داشت

وی اظهار کرد: بنابراین باید درک روشنی از مختصات جهان آینده داشت؛ نباید صرفا به تنگناها و شرایط امروز ایران محدود ماند، بلکه باید با ترسیم افق دست‌کم ۱۰ ساله مشخص کرد که تحولات جهان در دهه آینده چه مسیری را طی می‌کند و ایران دقیقا در کجای این هندسه اقتصادی قرار خواهد گرفت.

وزیر پیشین راه و شهرسازی گفت: نکته بسیار مهم این است که مساله تنها به تولید محدود نمی‌شود؛ اگر تا پیش از این موتور محرکه تولید جهان در غرب قرار داشت، اکنون از منظر ژئوپلیتیک، دو قدرت از چهار قدرت اصلی در آسیا مستقر هستند. بنابراین، طی ۱۰ تا ۲۰ سال آینده نظم ژئوپلیتیک دنیا به کلی دگرگون خواهد شد و لزوماً تنها به یک سمت اقیانوس اطلس تعلق نخواهد داشت. داشتن تصویر روشنی از ژئوپلیتیک جهان اهمیت حیاتی دارد.

وی ادامه داد: درباره موضوع افول باید دقت کرد؛ اگر فهم درستی از این پدیده نداشته باشیم، سیگنال‌های اشتباهی دریافت خواهیم کرد. نظام لیبرال و غرب نخستین بار نیست که با بحران مواجه می‌شوند؛ بحران نخست پس از جنگ جهانی دوم رخ داد که با وجود چالش‌های بسیار جدی، غرب توانست با ابداع دولت رفاه در برابر رشد سریع مارکسیسم دوام بیاورد و تسلیم آن نشود. پس از آن نیز بحران‌های سال ۱۹۸۰ و ۲۰۰۷ را تجربه کردیم.

آخوندی عنوان کرد: بنابراین، مواجهه جهان غرب یا نظام لیبرال با چالش را نباید بلافاصله به معنای «افول» تفسیر کنیم. غرب قطعاً هم از درون (رفتارهای ضدآزادی در آمریکا) و هم از بیرون با چالش روبه‌روست، اما این به معنای فقدان قدرت بازخوانی و بازتولید نیست. نکته جالب‌تر اینکه امروز چه کسی مدافع جهان لیبرال است؟ در برابر آمریکا، این چین است که از جهان لیبرال و بازسازی آن دفاع می‌کند؛ کشوری که تا چندی پیش پرچمدار کمونیسم بود.

وزیر پیشین راه بیان کرد: در حوزه اقتصاد سیاسی، این حجم از تولید در بستر زنجیره‌های ارزش شکل می‌گیرد. در دنیا سه زنجیره ارزش عمده (به همراه زنجیره‌های فرعی فراوان) وجود دارد.

وی گفت: زنجیره نخست نیمکره غربی است که عمدتاً در قاره آمریکا قرار دارد و آمریکایی‌ها اجازه ورود هیچ بازیگر دیگری را به آن نمی‌دهند (معروف به نیمکره غربی یا Western Hemisphere). ترامپ با همان نگاه گستاخانه گرینلند را تکه یخی متعلق به خود می‌داند و حضور دانمارک را برنمی‌تابد؛ همان رویکردی که در قبال ونزوئلا و کوبا نیز اعمال کرد و هیچ قدرت دیگری را در این زنجیره تحمل نمی‌کند.

آخوندی عنوان کرد: زنجیره دوم در بخش شمالی و میان چین و روسیه شکل گرفته است. زنجیره سوم یا زنجیره میانی مهمترین و عمده‌ترین زنجیره تولید است که از چین آغاز شده و تا آفریقا امتداد می‌یابد. مبلغ ۱۱۷ تریلیون دلار تولید جهانی، عملاً در بستر این سه زنجیره خلق می‌شود. این زنجیره‌ها نقاطی از هم گسیخته نیستند، بلکه چرخه‌ای به‌هم‌پیوسته شامل تامین انرژی، تامین مواد اولیه، دانش، تولید، حمل‌ونقل و بازار مصرف را تشکیل می‌دهند که باید همه را در کنار هم دید.

وزیر پیشین راه ادامه داد: مفهوم زنجیره ارزش این است که تمام اجزای چرخه باید در هماهنگی کامل کار کنند. مساله صرفا تامین انرژی نیست؛ تامین انرژی، مواد اولیه، فناوری، تولید، حمل‌ونقل و بازار مصرف همگی باید یک پیکره پیوسته تشکیل دهند. ایران در اصلی‌ترین زنجیره ارزش جهانی حضور جغرافیایی دارد و در یکی از گره‌گاه‌های حیاتی آن واقع شده است. پرسش کلیدی این است: ما از این جایگاه چه هدفی را دنبال می‌کنیم؟ آیا به دنبال خلق رفاه برای ایران هستیم یا صرفا در پی اعمال سلطه؟ تعیین این هدف‌گذاری، محوری‌ترین بحث امروز ما است.

وی بیان کرد: نکته مهم دیگر این است که وقتی بخش اعظم ارزش جهانی در این زنجیره خلق می‌شود، قدرت‌های بزرگ جهان نسبت به امنیت آن حساسیت فوق‌العاده دارند. بنابراین، آیا ما به تنهایی امکان تهدید این زنجیره را داریم؟ همه قدرت‌ها، از شرق تا غرب، در این مسیر ذینفع هستند. به عنوان نمونه، حجم تجارت چین با آفریقا به تنهایی ۲.۵ تریلیون یوآن برآورد می‌شود که از همین مسیر عبور می‌کند؛ آیا چین، هند یا حتی آمریکا و اروپا می‌توانند ناامنی بلندمدت در این زنجیره را تحمل کنند؟

وزیر پیشین راه و شهرسازی عنوان کرد: بر این اساس، تعریف بنیادین «قدرت» تغییر می‌کند: آیا قدرت به معنای صیانت از این زنجیره و خلق رفاه از دل آن است، یا تهدید و انسداد آن؟ در این زمینه بازخوانی مفهوم قدرت ضرورت پیدا می‌کند.

آخوندی بیان کرد: همچنین باید دید آیا از این زنجیره دفاع نظامی هم صورت می‌گیرد؟ پاسخ قطعا مثبت است. با نگاهی به آمارهای نظامی و مفهوم امنیت شبکه‌ای مشخص می‌شود که در سال ۲۰۲۵ هزینه سالانه امنیت در سطح جهان به حدود ۲.۹ تریلیون دلار رسید. از این رقم، حدود ۳۳ درصد (معادل نزدیک به ۹۵۴ میلیارد دلار) سهم بودجه نظامی آمریکا بوده است.

این استاد دانشگاه اظهار کرد: چین در رتبه دوم جهان قرار دارد؛ هرچند این کشور هیچ تبلیغی در این زمینه نمی‌کند و تصویری که عموماً از خود در جهان ساخته «کارخانه جهان» است، اما در عمل تنها در سال ۲۰۲۵ بالغ بر ۳۳۶ میلیارد دلار هزینه نظامی داشته و دومین کشور جهان از نظر مخارج نظامی است. روسیه نیز که درگیر جنگ است و زمانی قدرت دوم نظامی دنیا به شمار می‌رفت، هزینه نظامی آن در سال ۲۰۲۵ به ۱۹۰ میلیارد دلار رسید؛ رقمی که معادل حدود ۶۰ درصد هزینه‌های نظامی چین است.

وی تصریح کرد: نکته بسیار مهم دیگر، جهش مخارج نظامی در اروپا است؛ اروپایی که سهم هزینه‌های نظامی آن پیش‌تر به زیر ۱.۵ درصد کاهش یافته بود، در سال ۲۰۲۵ رقم مخارج دفاعی خود را به ۸۶۴ میلیارد دلار رساند. این تحول نشان می‌دهد جامعه جهانی نسبت به زنجیره ارزش و امنیت آن حساسیت ویژه دارد و این رویکرد صرفاً از زاویه ژئوپلیتیک دنبال نمی‌شود. علاوه بر سهم چشمگیر ناتو، رشد سرمایه‌گذاری تسلیحاتی در کشورهایی مانند هند و آلمان نیز بسیار معنادار است.

وزیر سابق راه و شهرسازی گفت: آمار رسمی مخارج نظامی ایران ۷.۴ میلیارد دلار ثبت شده است؛ هرچند ممکن است رقم واقعی بیش از این عدد باشد و این صرفاً یک برآورد رسمی به حساب بیاید، اما ایران توانسته است با همین بودجه محدود در برابر بزرگ‌ترین قدرت جهان ایستادگی کند. طرح این اعداد به معنای نادیده گرفتن اهمیت امنیت نظامی نیست؛ جایگاه دفاعی کشور همچنان محفوظ است و هیچ کس در لزوم تقویت بنیه دفاعی تردید ندارد، چرا که تقویت توان دفاعی همچنان باید در اولویت برنامه‌ها قرار داشته باشد.

آخوندی تصریح کرد: روندهای جهانی نشان می‌دهد قدرت دفاعی کماکان در صدر دستورکارهای بین‌المللی است و به حاشیه نرفته است، اما هم‌زمان، مفهوم امنیت از تعریف نظامی صِرف فراتر رفته است.

وی افزود: در کنار امنیت، دو دکترین نوین پدید آمده که عمدتاً چین آن‌ها را نمایندگی می‌کند. شی جین پینگ در سال ۲۰۲۲ طرحی تحت عنوان «ابتکار امنیت جهانی» رونمایی کرد. او در این چارچوب دو محور کلیدی را پیش کشید: نخست، تاکید بر ضرورت تامین امنیت پایدار در زنجیره‌های تامین و بازار مصرف و دوم، تصریح بر ادامه فعالیت در چارچوب ساختار نظام لیبرال.

وزیر سابق راه و شهرسازی عنوان کرد: در شرایطی که آمریکا در دوره ترامپ روند خروج از نهادهای بین‌المللی و تضعیف نظم برآمده از دنیای لیبرال را کلید زده است، کشورهایی نظیر چین و هند در مسیری کاملاً معکوس، پایبندی خود را به نظم مستقر بین‌المللی، سازوکارهای امنیت جمعی، الگوی دولت‌ملت، احترام به مرزهای بین‌المللی و حاکمیت ملی به نمایش گذاشته‌اند؛ یعنی دقیقاً همان اصولی که از دایره اولویت‌های آمریکا خارج شده است.

آخوندی عنوان کرد: این روند حرکتی شگفت و متعارض را نشان می‌دهد؛ حرکتی که دلیل کاملا روشنی دارد. چین تاکید می‌کند که ریسک بازارهای تجاری آن باید به سمت صفر میل کند، و تحقق این هدف صرفا در بستر کارکرد درون نظم مستقر بین‌المللی ممکن است، نه از مسیر یک رویکرد تهاجمی. نکته مهم دیگر اینکه چین اعلام می‌کند اساسا در پی هژمونی نیست؛ یعنی راهبردی کاملا معکوس در مقایسه با استراتژی آمریکا.

وی افزود: حتی اگر به پکن پیشنهاد شود با اتکا به سهم ۲۰ درصدی فعلی در تولید ناخالص جهان (که رو به افزایش است) هژمونی جهانی را در دست بگیرد، پاسخ می‌دهد تمایلی به رهبری مطلق ندارد؛ زیرا رویکرد آن بر پایه مشارکت، گفتگو و ثبات استوار است و با هرج‌ومرج سازگاری ندارد. لازمه حفظ جایگاه «کارخانه جهان» نیز دقیقا همین ایجاد ثبات پایدار است.

وزیر سابق راه و شهرسازی عنوان کرد: حال پرسش اصلی برای ما این است: آیا تقابل شکل‌گرفته میان قدرت‌ها برای ایران فرصت خلق می‌کند؟ این پرسش کلیدی باید مدام پیش روی ما قرار داشته باشد.

تعریف مفهوم امنیت بین الملل دگرگون شده است

آخوندی تصریح کرد: با این رویکرد چین، تعریف مفهوم امنیت در سطح بین‌المللی دگرگون شده است. در دوره جنگ سرد امنیت را «موازنه تهدید» تعریف می‌کردند؛ یعنی تهدید متقابل شوروی و آمریکا و برقراری تعادل میان این دو، شاکله امنیت را می‌ساخت. امروز چنین نگاهی موضوعیت ندارد؛ امروز مسئله اصلی «مدیریت ریسک در زنجیره ارزش» است. پرسش قدرت‌ها این است: زنجیره‌ای که این حجم عظیم از تولید ناخالص جهان در بستر آن گردش دارد، چگونه مدیریت ریسک شود تا با کمترین تهدید مواجه بماند؟

وی تاکید کرد: از جمله مهمترین ریسک‌های متوجه این زنجیره، (فناوری، تراشه‌ها و هوش مصنوعی) است و تمرکز آمریکا بر مناطقی نظیر گرینلند ناشی از تلاش برای مهار دسترسی چین به عناصر خاکی کمیاب است تا برتری واشنگتن در فناوری تراشه و هوش مصنوعی حفظ شود. چین نیز هوش مصنوعی را در راس راهبردهای خود قرار داده است؛ اما توسعه این فناوری در فضای ناامن پیش نمی‌رود و نیازمند ریسکی نزدیک به صفر است.

وزیر سابق راه و شهرسازی بیان کرد: ریسک دوم، تامین انرژی است، سفر زودهنگام ترامپ به عربستان با دو انگیزه محوری صورت گرفت؛ بهره‌گیری از منابع مالی این کشور در مسیر توسعه صنایع و هوش مصنوعی آمریکا، و پاسخ به چالش کمبود انرژی در صورت استقرار تمام زیرساخت‌های محاسباتی در خاک آمریکا. حجم انرژی مصرفی پردازنده‌های هوش مصنوعی به قدری بالاست که قدرت‌ها ناچارند به دلایل تامین انرژی و جذب سرمایه، بخشی از تاسیسات پردازشی را به این منطقه منتقل کنند؛ از این رو تامین انرژی به مسئله‌ای حیاتی برای جهان تبدیل می‌شود.

آخوندی اظهار کرد: ریسک سوم مخاطرات بازار است. گردش تولید ناخالص ۱۱۷ تریلیون دلاری جهان، بی‌هیچ تردیدی مستلزم برخورداری از یک بازار باثبات و پیش‌بینی‌پذیر است.

وی تصریح کرد: یک بازار لبریز از نااطمینانی و ریسک، کشش پشتیبانی از این حجم تجارت را ندارد. برای درک وزن واقعی مقوله امنیت، کافی است نگاهی به ارقام صندوق بین‌المللی پول آی ام اف (IMF) بیندازیم؛ پیش‌بینی اولیه این نهاد برای رشد اقتصاد جهانی در سال ۲۰۲۶ معادل ۳.۴ درصد بود، اما در تازه ترین گزارش آن را به ۲.۹ درصد کاهش داد. این یعنی ناامنی در منطقه توانسته است برآورد رشد تولید ناخالص جهان را نیم درصد (معادل رقمی نزدیک به ۶۰۰ میلیارد دلار) افت دهد؛ رقمی که ابعاد آن بسیار سنگین است.

وزیر پیشین راه و شهرسازی بیان کرد: بر این اساس، امروزه مقوله امنیت دیگر صرفاً به ابعاد نظامی خلاصه نمی‌شود؛ مفهوم امنیت، اضلاع تازه‌ای شامل امنیت فناوری، امنیت انرژی، امنیت بازار و امنیت لجستیک پیدا کرده است. این منطقه کانون هم‌زمان تامین انرژی و مبادلات بازار به شمار می‌رود. حجم تجارت سالانه چین با کشورهای جنوب خلیج فارس حدود ۳۰۰ میلیارد دلار برآورد می‌شود؛ در نتیجه، تداوم ناامنی منطقه‌ای در بلندمدت کاملاً ضد منافع چین است.

در صورت فرسایشی شدن بحران بازنده اصلی چین خواهد بود

آخوندی عنوان کرد: برخی تحلیلگران داخلی تصور می‌کنند پکن برنده جنگ کنونی است، اما در صورت فرسایشی شدن بحران، بازنده اصلی چین خواهد بود؛ زیرا شاید در کوتاه‌مدت به نفت ارزان دسترسی پیدا کند، اما از دست رفتن بازارها خسارتی پایدار و جبران‌ناپذیر رقم می‌زند. علاوه بر این، مخاطرات مالی و ریسک شبکه پرداخت‌های بین‌المللی نیز به عنوان یک چالش اساسی خودنمایی می‌کند.

وی اظهار کرد: بنابراین، مفهوم امنیت از دوران جنگ سرد، موازنه صرفاً نظامی و بازی با حاصل‌جمع صفر عبور کرده است. اکنون صحنه تعاملات جهانی ماهیت دیگری یافته و شکل‌گیری یک درک مشترک از این واقعیت در داخل کشور ضرورت دارد؛ حال آنکه تلقی رایج همچنان به سنجش قدرت بر مبنای توان نظامی محدود مانده است.

وزیر پیشین راه و شهرسازی تاکید کرد: در محافل رسانه‌ای و رسمی پیوسته بر موقعیت بی‌نظیر ژئوپلیتیک ایران تاکید می‌شود؛ اما این مزیت جغرافیایی در نهایت در خدمت چیست؟ آیا برای خلق رفاه مردم به کار گرفته می‌شود یا اهداف دیگر؟ طبق آمار، تولید ناخالص اسمی ایران رقمی نزدیک به ۳۵۰ میلیارد دلار ثبت شده است، در حالی که دارایی انباشته ۱۰ صندوق ثروت ملی در کشورهای جنوب خلیج فارس به ۵.۲ تریلیون دلار می‌رسد.

آخوندی عنوان کرد: این شکاف فاحش میان شمال و جنوب خلیج فارس نشان‌دهنده یک عدم تعادل آشکار و ناپایدار است. منطق حکم می‌کند که مزیت ژئوپلیتیک اگر به کارایی ژئواکونومیک و ارتقای ملموس رفاه جامعه ختم نشود، در حد یک شعار باقی خواهد ماند.

وی ادامه داد: نکته اساسی دیگر این است که تا پیش از این، طراحان و اقتصاددانان، امنیت را پیش‌فرضی قطعی تلقی می‌کردند و برای توسعه ایران نسخه‌های صرفاً اقتصادی می‌پیچیدند. اکنون روشن شده است که امنیت حتی برای عربستان و سایر کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز امری تضمین‌شده و مفروض نیست و تکیه بر چنین پیش‌فرضی خطای راهبردی به شمار می‌رفت. در این میان، تصور سنتی برخی محافل داخلی مبنی بر نقش‌آفرینی ایران در جایگاه هژمون بلامنازع منطقه با تکیه بر میراث امپراتوری کهن، با واقعیت‌های ملموس صحنه بین‌الملل همخوانی ندارد و نیازمند یک بازنگری بنیادی است.

باید به سمت نظم شبکه ای و همکاری جمعی حرکت کنیم

آخوندی در ادامه با طرح این مساله که نظم هژمونیک دیگر موضوعیت ندارد، گفت : همین که جمهوری اسلامی ایران توانسته است در برابر آمریکا مقاومت کند، گواهی بر این واقعیت است که آمریکا نیز دیگر قدرت هژمون مطلق نیست؛ زیرا در صورت وجود نظم هژمونیک، امکان مقاومت وجود نداشت. در نتیجه، داستان نظم هژمونیک به تاریخ پیوسته و ناچاریم به سمت نظم شبکه‌ای و همکاری جمعی حرکت کنیم.

وزیر پیشین راه و شهرسازی بیان کرد: طبیعی است که الزامات «همکاری جمعی و شبکه ای» با تصورات سنتی و هژمونیک تفاوت بنیادین دارد. پیشنهاد من این است که در نهایت باید وارد بحث لایه‌های پنج‌گانه امنیت شویم. معنای این پنج لایه، نه ایجاد ناتو است و نه تشکیل ائتلاف‌های نظامی؛ هرچند ابعاد دفاعی سر جای خود محفوظ است.

آخوندی ادامه داد: این مدل‌ها شباهتی به ائتلاف‌های ناکام نظیر آنچه ترکیه، پاکستان و عربستان ندارد ائتلافی که در همان ماه نخست شکست خورد. دوران این شیوه‌ها گذشته است و حتی خود ناتو نیز کارایی پیشین را از دست داده است؛ چنانکه ناتو توان مهار روسیه را نداشت و از سوی دیگر، خود جهانِ غرب و آمریکا شاکله نهادهای ناتو را زیر سوال می‌برند.

وی عنوان کرد: درک جهان از مفهوم امنیت دگرگون شده است و یافتن تعریف و فهمی نو از امنیت ضرورت دارد. زمانی به دنبال ائتلاف‌های نظامی بودیم، اما امروز تاکید من بر آن است که ائتلاف نظامی دیگر کارایی ندارد. امروز ما نیازمند همکاری‌هایی صرفاً برای «مدیریت ریسک» هستیم؛ ریسک مالی، ریسک تکنولوژی و ریسک بازارها باید کنترل شوند.

وزیر پیشین راه و شهرسازی تصریح کرد: ورود به حوزه مدیریت ریسک، لوازم خاص خود را می‌طلبد؛ سیستم تبادل اطلاعات، سامانه هشدار زودهنگام و مکانیسم اقدام پیش از بحران؛ یعنی اساساً ساختار سازمان امنیت باید دگرگون شود. این همان نقطه‌ای است که ما هنوز در ایران گفت‌وگویی جدی درباره آن نداشته‌ایم: ساختار نوین امنیت چیست؟

آخوندی بیان کرد: حتی اگر فرضیه جنگ و درگیری را کاملاً کنار بگذاریم، در شرایط عادی چگونه می‌خواهیم امنیت این منطقه را حفظ کنیم؟ در جهانی که هر فناوری جدید هم‌زمان فرصت و مخاطره می‌آفریند، آیا قرار است هر لحظه با اتکا به ابزار نظامی به تقابل با این امکان و مخاطره بپردازیم، یا ناچار به ایجاد یک شبکه هم‌پیوسته هستیم؟

وی بیان کرد: ما هنوز در ایران با مفهوم «امنیت شبکه‌ای» و کارکرد آن آشنا نشده‌ایم. معتقدم بزرگ‌ترین تحولی که باید رخ دهد، درک این مفهوم در ذهن ماست؛ پیش از آنکه بخواهیم گامی عملی برداریم. البته این تغییر لزوماً نباید از ذهن حاکمیت آغاز شود، بلکه ما و دیگر جمع‌ها باید ابتدا تصویر درستی از مفهومی فراتر از امنیت نظامی در ذهن خود ترسیم کنیم.

امنیت و توسعه دو روی یک سکه هستند

وزیر پیشین راه و شهرسازی ادامه داد: حوادث سال‌های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ در منطقه یک حقیقت را آشکار ساخت: دیگر نمی‌توان از توسعه سخن گفت بدون آنکه الگویی مشخص برای امنیت داشت. اگر به هفت برنامه توسعه‌ای که طی ۳۵ سال گذشته در ایران تدوین شده نگاه کنیم، درمی‌یابیم که تمامی آن‌ها «امنیت» را امری مفروض و بدیهی در نظر گرفته و بر مبنای آن راهکار ارائه کرده‌اند؛ حال آنکه امروزه مشخص شده است امنیت به هیچ وجه امری مفروض نیست و باید امنیت و توسعه را به عنوان دو روی یک سکه در کنار هم دید.

آخوندی با اشاره به برخی اظهار نظر نظرها تصریح کرد:! مگر می‌شود بدون مواد اولیه، فناوری، تجارت، گردش تکنولوژی و دسترسی به بازار، توسعه را محقق کرد؟ از این پس، نکته حیاتی این است که توسعه و امنیت را دو روی یک سکه بدانیم. اگر چنین نگاهی داشتیم، اصلی‌ترین محور ما «مدیریت ریسک در ایران» خواهد بود. از این به بعد، بنیان توسعه اقتصادی بر پایه مدل مدیریت ریسک استوار می‌شود و پس از آن است که می‌توان به سراغ سایر حوزه‌ها رفت.

وی با تبیین جایگاه ایران در تحولات جهانی اظهار کرد: امروز پرسش کلیدی این است که در «جمهوری سوم» چه باید بکنیم و چه ایده‌ای برای توسعه و امنیت ایران داریم؟ در حال حاضر با وضعیتی نامعین روبرو هستیم و نظریه غالب مشخص نیست. با وجود این، معتقدم همین جمع می‌تواند صاحب نظریه باشد و بگوید دیدگاه ما برای آینده امنیت و توسعه ایران چیست و چه تصویری از آن داریم.

شعار ما باید اقدام موثر در جهت امنیت زنجیره ارزشی باشد

این استاد دانشگاه پیشنهاد کرد : اگر چنین نگاهی داشته باشیم، استراتژی ما کمک به حفظ امنیت شبکه ارزش و تبدیل شدن به ذینفع آن خواهد بود. شعار امنیت ما باید «اقدام مؤثر و مثبت در جهت امنیت زنجیره ارزشی» باشد که از این کشور و منطقه می‌گذرد تا از منافع آن بهره‌مند شده و رفاه ملت ایران را تأمین کنیم. اگر این راهبرد را پذیرفتیم، ماهیت مسائل تا حد زیادی دگرگون خواهد شد.

وزیر سابق راه و شهرسازی عنوان کرد: اگر این الگو را به عنوان استراتژی خود قبول کنیم، باید ۶ لایه امنیتی برای ایران در نظر بگیریم. از این پس، وقتی از امنیت سخن می‌گویم، منظور امنیت نظامی یا حتی امنیت اطلاعاتی نیست؛ بلکه امنیتی است که با اقتصاد پیوند خورده و در آن، امنیت و توسعه به مفهومی واحد تبدیل شده‌اند.

به قوانین باکیفیت نیاز داریم

آخوندی اظهار کرد:‌ من درباره یک موضوع سخن می‌گویم و آن «توسعه» است؛ توسعه‌ای که روی دیگر سکه آن امنیت است. پایه نخست این توسعه، «حکمرانی پایدار» است و پایه دوم آن، توانایی در «خلق کالای عمومی باکیفیت». ما به قانون باکیفیت نیاز داریم؛ قوانینی که از همان روز تصویب مشخص است اجرا نخواهند شد، قوانینی کم‌کیفیت و ناکارآمدند.

وزیر پیشین راه و شهرسازی بیان کرد: باید بتوانیم همگرایی نهادهای مدنی را شکل دهیم؛ بنابراین نیازمند درکی درست از «امنیت سیاسی» هستیم.

وی افزود: موضوع بعدی، «امنیت اجتماعی» است که در آن، نکته بسیار کلیدی «هویت ملی» است. آنچه می‌تواند همچون نخ تسبیح ملت ایران را در کنار یکدیگر جمع کند، هویت ملی است. تبیین نسبت هویت ملی با ملت-دولت ایران و «ایده ایران» از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است؛ ایده‌ای که در ۴۵ سال نخست انقلاب یا جای آن خالی بود یا بسیار ضعیف حضور داشت. در یکی دو سال اخیر، ایده ایران تا حدودی وارد دستور کار شد، اما در نهایت باید ببینیم بر چه مبنایی می‌خواهیم سرمایه اجتماعی را بازسازی کنیم.

وزیر سابق راه و شهرسازی اظهار کرد: نکته سوم، «ثبات اقتصاد کلان و مهار تورم» است. امروزه همه اقتصاددانانی که درباره اقتصاد ایران سخن می‌گویند، به این واقعیت واقف‌اند که دیگر موتور محرکه تورم لزوماً پایه پولی نیست و نظریه مقداری پول نمی‌تواند وضعیت موجود را تبیین کند؛ زیرا وقتی در مدت‌زمان کوتاهی ارزش پول ملی بیش از ۳۰ درصد سقوط می‌کند، به این معنا نیست که در همان بازه ۳۰ ‌روزه پایه پولی به همین نسبت افزایش یافته است. این امر نشان می‌دهد مسئله دیگری در جریان است.

آخوندی بیان کرد: ‌بنابراین باید به دنبال ثبات اقتصاد کلان، مهار تورم و «تضمین مالکیت خصوصی» باشیم. باید بپذیریم که رقابت میان مالکیت خصوصی و نهادهای عمومی غیردولتی ناممکن و غیرمنطقی است. ریسک نهادهای عمومی غیردولتی در نهایت به خزانه دولت متصل است و اگر ورشکسته شوند، دولت تاوان می‌دهد؛ اما اگر یک بنگاه خصوصی ورشکسته شود، تمام ریسک و زیان آن به جیب صاحب سرمایه می‌رود. چنین رقابتی اساساً بی‌معنی است.

تکلیف نهادهای عمومی غیردولتی باید مشخص شود/ هزینه‌های دفاعی باید افزایش یابد

وی ادامه داد: اگر خواهان توسعه هستیم، تکلیف نهادهای عمومی غیردولتی باید روشن شود. آیا می‌توان هم‌زمان نهاد عمومی غیردولتی قدرتمند داشت و به توسعه نیز دست یافت؟ این همان نقطه‌ای است که جمعی مانند جمع حاضر باید نظریه‌ای روشن درباره آن داشته باشد و نمی‌تواند به سادگی از کنار آن عبور کند.

وزیر سابق راه و شهرسازی تصریح کرد: درباره «امنیت دفاعی» نیز پیش‌تر سخن گفتیم. نظر شخصی من این است که هزینه‌های دفاعی ایران باید افزایش یابد و رقم ۷.۴ میلیارد دلاری که به صورت رسمی اعلام می‌شود، رقمی بسیار پایین است.

آخوندی خاطرنشان کرد: بحث بعدی، «منابع حیاتی» است. تعارف که نداریم؛ در همین شهری که زندگی می‌کنیم، در حالی که مجاز به استفاده از ۶۰ درصد منابع آب تجدیدپذیر هستیم، در حال حاضر ۸۵ درصد آن را مصرف می‌کنیم و با حفر چاه‌های عمیق، با فرونشست زمین مواجهیم. میزان فرونشست در تهران بین ۵ تا ۶۰ سانتی‌متر متغیر است. در اصفهان، بخش عمده‌ای از بناهای تاریخی در معرض مخاطره بسیار جدی ناشی از فرونشست قرار دارند. همدان نیز که روزگاری شهر هزارچشمه بود، دو سال پیش با قطعی کامل آب مواجه شد؛ به‌گونه‌ای که حتی یک قطره آب پیدا نمی‌شد.

آخوندی گفت: منابع حیاتی واقعاً دچار بحران است. آن‌قدر درگیر مسائل روزمره شده‌ایم که به مسئله آب و واقعیت‌های تلخ آن توجهی نداریم. برای نمونه، در دهه ۱۳۴۰ قانون منع گسترش شهر تهران به تصویب رسید و ظرفیت جمعیتی این منطقه حداکثر ۵ میلیون نفر پیش‌بینی شد، اما هم‌اکنون ۱۷ میلیون نفر در این محدوده زندگی می‌کنند. تمام آب دشت‌های طالقان، کرج، قزوین، لار و ماملو به تهران سرازیر شده است. سال گذشته نیز در اوج بحران اعلام کردند ۷۰ میلیون مترمکعب آب از طالقان منتقل می‌شود که امسال نیز خبری از آن نشد.

وی تاکید کرد: آن‌قدر گرفتار روزمرگی شده‌ایم که متوجه تحولات واقعی ایران نیستیم. در همین شرایط، تهران به شدت در حال گسترش است و حتی به ساخت‌وسازهای مداوم افتخار می‌شود؛ چنان‌که اخیراً اعلام کردند قصد ساخت برج‌های مسکونی در اطراف ایستگاه ۸۷ مترو را دارند؛ گویی جمعیت موجود کم است و باید گروه دیگری نیز به آن افزوده شود!

وزیر سابق راه و شهرسازی عنوان کرد: بنابراین در حوزه امنیت منابع حیاتی با تنگنای جدی روبرو هستیم. دریاچه‌های بسیاری در کشور خشک شده‌اند که دریاچه ارومیه مشهورترین آن‌هاست، اما این پدیده محدود به آنجا نیست. وضعیت کیفیت هوا را نیز در نظر بگیرید؛ سالانه چند روز هوای سالم در تهران و دیگر شهرها داریم؟

آخوندی تصریح کرد: به خاطر دارم در سال ۱۳۷۴ که طرح جامع اصفهان تصویب شد، حداکثر ظرفیت جمعیت‌پذیری آن یک میلیون و ۳۰۰ هزار نفر پیش‌بینی شده بود، اما امسال جمعیت منطقه اصفهان به نزدیک چهار میلیون نفر رسیده است. در همان سال‌ها، جمعیت دشت مشهد یک میلیون و ۹۰۰ هزار نفر برآورد شده بود که اکنون به حدود ۶ میلیون نفر افزایش یافته است. واقعاً در تأمین منابع حیاتی با بحران جدی مواجهیم. در کنار این موارد، مسئله هوش مصنوعی نیز مطرح است.

وی ادامه داد: ‌برداشت من این است که ما به یک «امنیت هفت‌لایه شبکه‌ای» نیازمندیم؛ یک لایه آن دفاعی است که در آن هیچ تردیدی نیست، اما باید برای ۶ لایه دیگر یعنی لایه‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، مالی و فناوری چاره‌اندیشی کنیم.

وزیر سابق راه و شهرسازی تصریح کرد: نکته بسیار مهمی که برای تحقق توسعه باید به آن برسیم، به اصل ۵۳ قانون اساسی نگاه کنید؛ صراحتاً می‌گوید کشور باید یک خزانه داشته باشد، اما امروز با تعدد خزانه‌ها روبرو هستیم. قانون اساسی صراحتاً تصریح می‌کند که تمام درآمدهای دولت باید به خزانه ملی واریز شود. اما وقتی ساختار از مسیر خود خارج می‌شود، مدام باید به دنبال این باشیم که فلان شرکت تراستی چه شد یا پرونده فلان فساد چند هزار میلیارد تومانی به کجا رسید. وقتی خزانه واحدی وجود نداشته باشد، به جای یک خزانه، ۵۰ شرکت تراستی جایگزین آن می‌شوند و هر کدام به یک خزانه مستقل بدل می‌گردند؛ آیا این تراستی‌ها عملاً کارکردی غیر از خزانه دارند؟

وی ادامه داد:‌ یکجا باید درباره این وضعیت موضعی رسمی اتخاذ شود. نمی‌توان این‌گونه مسائل را صرفاً در حد درد دل مطرح کرد؛ این‌ها درد دل نیستند، بلکه باید به مباحثی عملی و راه‌گشا تبدیل شوند.

وزیر سابق راه و شهرسازی بیان کرد: نکته بعدی، انحصارات شبه‌دولتی است. اکنون ببینید چه میزان انحصار در اقتصاد وجود دارد؛ آیا اکثر بازارهای ما انحصاری نیستند؟ بازار مخابرات که به ظاهر خصوصی‌سازی شده، آیا انحصاری نیست؟ آیا اصلاً کسی جرئت دارد بپرسد چرا تعرفه پالس مخابرات به این میزان تعیین شده است؟ این یک انحصار کاملاً غیردولتی است.

آینده ایران را خودمان می سازیم

آخوندی خاطرنشان کرد: ‌موضوع بعدی، امنیت غذایی است. در پایان تأکید می‌کنم که آینده ایران آینده‌ای از پیش‌تعیین‌شده نیست؛ آینده را خودمان می‌سازیم. نباید تصور کنیم آینده امری مفروض است، بلکه به تلاش‌ها و ایده‌های ما برای آینده ایران بستگی دارد. مهم‌ترین گام، «گذار قطعی از بقای تهدیدمحور به رفاه توسعه‌گرا» است. ما باقی مانده‌ایم، اما در فقر؛ در حالی که باید به سمت توسعه حرکت کنیم. در نهایت، ایران تنها با بنای داخلی دولت مسئول و پاسخگو می‌تواند مسیر خود را ادامه دهد.

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.